خرید بک لینک

یک عمر در انتظاری تا بیابی
آن را که درکت کند و تو را همان گونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز
"خودت" بوده ای!

یادداشت های مرد فرزانه از ریچارد باخ

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

حرکتی هست در تکواندو که اگر اشتباه نکنم نامش «داچیمسه» است که طرفی از مبارزه که پیاپی در حال ضربه خوردن است و دیگر نمیتواند کاری بکند، خودش را به حریف میچسباند. اینجور بگویم: خودش را در آغوش حریف ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم ! بگذار بگویند غیر منطقی یا ضد اجتماعی هستیم ، اما به این میارزد که خودمان باشیم ...
تا زمانی که رفتار و تصمیمهای ما به کسی آسیبی نمیزند ، ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم .
چقدر زندگیها که با این تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفتهاند !


اریش فرو

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

به عمروعاص گفتند :
چرا پشت سر علی نماز میخوانی
ولی در خانه معاویه غذا میخوری؟؟

گفت:
نماز علی قشنگه امـا
پلو معاویه هم خوشمزه است!!

چقدر این روزها ، حال و روز
بعضی ها اینگونه است !

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

در هلند که بزرگترین صادرکنندهی گل جهان است، دانشمندان تستی را انجام دادند: بچههای مهد کودکی را به مزارع گلها بردند، و به آنها گفتند كه در مسیرهایی که بین ردیفهای گل وجود داشت بازی کنند يا راه برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

مادربزرگم می گفت:

دختر جان
اگر بهت گفتن دختر خوب

قبل اینکه به خودت بگیری اینو بدون که خودشون خوبن
وگرنه خوبی تو رو نمیدیدن

اگر بهت گفتن بدی

به خودت نگیر، آدم تا خودش مایه از بدی نداشته باشه اونو به کسی نسبت نمیده!

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا میکرد. ماریا ... ماریا ... و بعد جلوی چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کمسنی در آن بود. حدس زدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

یک عمر صبح زود بیدار شدیم...لباس فرم پوشیدیم...صبحانه خورده و نخورده...خواب و بیدار...خوشحال یا ناراحت ...با ذوق یا به زور...راه افتادیم به سمت مدرسهقرار بود با سواد شویمروی نیمکت های چوبی نشستیمصدای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

من در دنیای کسب و کار، به قله ی موفقیت رسیدم. به چشم دیگران، زندگی من مظهر موفقیت است. اما جدای از کار، انسان چندان شادمانی نیستم. به هر حال، ثروت یک حقیقت زندگی است که من به آن عادت کرده ام.در این لحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

هر کس به طریقی بالا می آید!
یکی پایش را بر سر دیگری می گذارد
یکی دستش را در جیب دیگری.

دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد
یکی هم پایش را بر روی تمام
احساسات یا وجدانش

در آخر کسی در جای خود
نمی ماند همه بالا می روند

مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم
دریابیم چهچیزی به دست آوردیم،
روی چه چیزی پا گذاشته ایم و چه چیز
را به چه قیمت از دست دادیم

یه ضرب المثل ژاپنی هست که میگه اگه میخوای جای رئیست بشینی هلش بده بالاتر

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 10:56

هر روز ، فرشته ای از اعماق کائنات ، با آینه ای به زمین می آید تا انرژیِ ساطع شده از آدم ها را با نیرویی چند برابر به سمتِ خودشان بازگرداند !
و تو مختاری که ابرهای تیره ی آسمانت را ببینی و گلایه کنی ،
یا خورشیدی که در آستانه ی طلوع است ...
روزگار تو ، شبیه به کودک خام و ناپخته ایست که چشم به دهانِ خودت دارد ،
کودکی که تو با حرف ها و کارهایت تربیتش می کنی .
جهان ، همان جهان بینیِ توست
ببین که چگونه می بینی ،
ببین که چگونه فکر می کنی ...

نرگس صرافیان طوفان

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 18:48

این سخن آلپاچینو
رو باید آب طــــلا گرفت :

به یاد ماندنی ترین
آدمها در زندگیتان کسانی
هستند ک دوستتان داشتهاند،
هنگامی که خیلی دوست
داشتنی نبودهاید ...!

مثل پدر و مادر♥️

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 18:48

بهتر است نتوانند شما را درک

کنند و بمیرید،

تا اینکه

زندگیتان را

به توضیح دادن بگذرانید...

شکسپیر

من هیچوقت از دست دیگران ناراحت نمیشوم، فقط نظرم را در موردشان عوض میکنم.

ال پاچینو

اگر نمی خواهیم بازیچه ی دست هر فرومایه ای و مایه ی ریشخند هر تهی مغزی باشیم، اصول اول این است که محتاط و دست نیافتنی بمانیم.

کتاب درمان شوپنهاور از اروین د.یالوم

اگر میخواهی ارزش خویش بدانی،
بنگر که به چه چیز دل بستهای ...
شیخبهایی

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 18:48

جودی عزیزم؛
درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته میشویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر میشود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و میخواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم...

کتاب بابا لنگ دراز از جین وبستر

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 18:48

قبل از "طلوع خورشید" از خواب برمی خاست و تا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود…هم زمان با طلوع خورشید از نرده ها بالا می رفت تا کمی استراحت کند. در دور دست ها خانه ای با "پنجرهایی طلایی" همواره نظرش راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید رفیعی تاريخ: يکشنبه 12 خرداد 1398 ساعت: 18:48

صفحه بندی