صبر و انتظار
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
از همان زمان که "نامه" های بلند بالا شد "پیامک" "پیامک" شد "استیکر" از همان زمان که "چای کیسه ای" رابه "چایی لاهیجان" دیر دم خودمان ترجیح دادیم! از وقتی "فست فود" جای ساعتها "قل قل قرمه سبزی" روی "اجاق گاز "مان را گرفت! از همان موقع که "همه فصل" همه "میوه" ای در اختیارمان بود و یک فصل "انتظار" نکشی
خوب سخن گفتن
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
ﻧﮕﻮ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ!ﺑﮕﻮ : ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﺪ، ﻣﺘﺸﮑﺮﻡ! ﻧﮕﻮ : ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ!ﺑﮕﻮ : ﺩﺭ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ! ﻧﮕﻮ : ﺧﺪﺍ ﺑﺪ ﻧﺪﻩ!بگو : ﺧﺪﺍ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪﻩ! ﻧﮕﻮ : ﻗﺎﺑﻞ ﻧﺪﺍﺭﻩ!بگو: ﻫﺪﯾﻪ ﺍﻯ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ! ﻧﮕﻮ : ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻡ!ﺑﮕﻮ : ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻡ ! نگو: ﺯﺷﺘﻪ!ﺑﮕﻮ : ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ! ﻧﮕﻮ : ﺑﺪ ﻧﯿﺴ
باران که شدی
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
باران که شدی مپرس،این خانه کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدی، پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران ! تو که از پیش خدا می آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیست... بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست با سوره ی دل ، اگر خدارا خواندیحمد و فلق و نعره
روزه پرهیز
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
ﮐﺎﺵ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯾمان ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﭘﺮﺍﻧﺪﻥ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﻃﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪﻭ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻥ ﮔﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻟﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﯾﯿﺪﻩ ﻻﯼ ﻋﻠﻒ ﻫﺎﯼ ﺳﺒﺰﻭ ﭼﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﯾﺎﺱ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺵﻭ ﻧﺎاﻣﯿﺪ کردن درمانده ای ...ﮐﺎﺵ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯾمان ﺍﺯ ﻣﺒﻄﻼﺕ ﺭﻭﺯﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﻏﺒﺎﺭ ﻏﻢ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼﭼﺸﺎﻧﺪﻥ ﺷﻮﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼﻗﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ
آرامش
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 16:39
روزگاري حاکمي اعلام کرد به هنرمندي که بتواند آرامش را در يک تابلو نقاشي بياورد، جايزه اي نفيس خواهد داد. بسياري از هنرمندان سعي کردند وحاکم همه تابلو هاي نقاشي را نگاه کرد و از ميان آنهادو تابلو پسنديد و تصميم گرفت يکي از آنها را انتخاب کند.اولي نقاشي يک دريا چه آرام بود؛ درياچه مانند آينه اي تصوير ...
دوست داشتن . . .
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 16:39
گاهي بعضي ها با ما جور در مي آيند، اما همراه نمي شوند، گاهي نيز آدم هايي را مي يابيم كه با ما همراه مي شوند اما جور در نمي آيند. برخي وقت ها ما آدم هايي را دوست داريم كه دوستمان نمي دارند، همان گونه كه آدم هايي نيز يافت مي شوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداريم. به آناني كه دوست نداريم اتفاقي ...
چند تا دوست داری؟!
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 16:39
پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟ جواب دادم فقط چند تایی پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن خیلی چیزها هست که تو نمی دانی دوست، فقط آن کسی نیست که به او سلام می کنی دوست دستی اس...
گفتگو با خدا
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:53
این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد Interv...
دو کلام حرف حساب . . .
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:53
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند . . . . درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . . . نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . . . سر آخر، چیزی که به حساب ...
من دایره های روحم را کشف کردم . . .
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:53
افلاطون گفته روح دایره است و من دایره های روحم را کشف کردم! پنج دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با ...
ارزش سلطنت
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:53
روزی بهلول بر هارونالرشید وارد شد.خلیفه گفت: مرا پندی بده!بهلول پرسید: اگر در بیابانی بیآب، تشنهگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعهای آب که عطش تو را فرو نشاند چه میدهی؟گفت: صد دینار طلا.پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟گفت: نصف پادشاهیام را.بهلول گفت: حال اگر به حبسالبو...
قدر بدانیم . . .
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:52
حضور کسانی را که دوست میداری بدیهی فرض نکن،چون هیچ وقت نمی دانی قلب شان کی از تپیدن باز خواهد ایستادو فرصت خداحافظی نخواهی داشت...
در اوج قدرت مرد باش
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 20:28
بزغاله ای روی پشت بام بود و به شیری که از پایین عبور می کرد توهین میکرد و ناسزا می گفت.شیر گفت :این تو نیستی که به من ناسزا می گوید ،بلکه این جایگاه توست که به من ناسزا می گوید.مبادا بوسیله جایگاهت به دیگران توهین کنی،که تکیه گاهت با گذر زمان سست شده و فرو میپاشد، آنگاه تو میمانی و آنهایی که تحقیرشا...
دایره ای به مساحت زندگی . . .
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 7:24
مرد ملاک وارد روستا شد. آوازه اش را از ماهها پیش شنیده بودند. زمینها را میخرید. خانه ها را ویران میکرد و ساختمانهایی مدرن بر آنها بنا میکرد.پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد. روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود. نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمینخواری...همه میدانستند که پیش...
19 راهکار موفقیت از زبان پائولو کوئیلو
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 7:23
1. بزرگترین دروغ عالم: در مرحله ای از زندگی کنترل آنچه بر سرمان می آید از دستمان خارج می شود و سرنوشت هدایت آن را بر عهده می گیرد.2. در مرحله ای از زندگی آدمها، هر چیزی روشن و امکان پذیر است. آنها نه از خیالبافی و نه از آرزوی کارهایی که می خواهند در زندگیشان رخ دهد، هراسی ندارند. اما با گذشت زمان، ن...
بهلول و تقسیم پول میان نیازمندان
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 7:23
روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که بین فقرا و نیازمندان قسمت کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند.هارون دلیل این امر را سئوال کرد، بهلول گفت: هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر نیافتم. چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه...
توکل . . .
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 13:09
توکل چه کلمه زیبایی ست..."تو"و"کُل"...وقتی"تو"،"کُل"راداری ...به چه می اندیشی؟!ناراحت چه هستی؟!وقتی با کُل هستیبا کُلِ دنیا،با کُلِ جهان هستی،دلت قرص باشد...چه زیباست"توکل"..!!!
نژاد پرستی . . .
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 13:09
وقتي به دنيا امدم سياه بودم وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم وقتي جلو افتاب ميرم باز هم سياهم وقتي ميترسم هم سياهم وقتي سردمه سياهم وقتي مريضم باز هم سياهم وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود تو اي دوست سفيدمن وقتي به دنيا امدي صورتي بودي وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلو افتاب ميري قرمز ميشي وقتي مي...
آرش و عشق . . .
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 13:09
آرش گفت: زمين كوچك است. تير و كماني مي خواهم تا جهان را بزرگ كنم… به آفريد گفت: بيا عاشق شويم. جهان بزرگ خواهد شد، بي تير و بي كمان. به آفريد كماني به قامت رنگين كمان داشت و تيري به بلنداي ستاره.كمانش دلش بود و تيرش عشق...به آفريد گفت: از اين كمان تيري بينداز، اين تير ملكوت را به زمين مي دوزد. آرش ا...
کدامیک دزدتر است؟!!!
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 13:09
داستان ما اینگونه آغاز میشود که :در یک دزدی بانک یکی از ایالات آمریکا دزد فریاد کشید :"همه افراد حاضر در بانک ، روی زمین دراز بکشید و حرکت نکنید ،حق انتخاب با شماست زیرا پول مال دولت است ولی زندگی به شما تعلق دارد"همه در بانک به آرامی روی زمین دراز کشیدنداین "شیوه تغییر تفکر" نام دارد، تغییر شیوه مع...