569.هیچوقت نذار کسی بفهمه جای زخمت کجاست... - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 19:31
569.هیچوقت نذار کسی بفهمه جای زخمت کجاست... هیچوقت یادم نمیره...ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم... ساق پای راستم خورد به لبه ی آجر و زخم شد... بدجور زخم شد... خیلی درد کشیدم...خیلی طول کشید تا کم کم جای اون زخم یکم بهتر شد و کمتر اذیتم کرد...اون روز
570.مناظره با خر - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 19:31
570.مناظره با خر ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦﺯﺧﻢ ﺗﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢﺭﺍﺿﯽ ﭼ
تندیس درون - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 2:50
یک بار از « میکل آنژ» پیکر تراش معروف ایتالیایی پرسیدند:« چطور می تواند چنین آثار زیبایی را خلق کند؟»پاسخ داد:« خیلی ساده، وقتی به یک قطعه سنگ مرمر نگاه می کنم، تندیس را درونش می بینم. تنها کار من این است که آنچه را به این تندیس تعلق ندارد، از آن دور کنم.» استاد می گوید: برای هر یک از ما اثری هنری و
فقر فرهنگی - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 2:50
اولین جمله ای که ما در اول دبستان می آموزیم چیست؟بابا آب داد ... می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در دبستان یاد می گیرند چیست؟من میتوانم بخوانم و بنویسم ... و اولین جمله ای که ژاپنی ها یاد میگیرند :من باید بدانم ... و این است که ما همیشه چشممان به دست پدر است و پدر را ضامن تامین همه ملزومات زندگی
خدای من - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 2:50
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛ ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛ ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ،ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶﺍﻣــــﺎ؛ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ:ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﺩﻟﻲ،ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ،ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥِ ﺣﻘﻲ، ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ
ضعف ادراک حسی - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 22:33
ضعف ادراک حسی شهری که مردمش اصلاً فیل ندیده بودند...از هند فیلی آوردند و به خانه تاریکی بردند و مردم را به تماشای آن دعوت کردند؛مردم در آن تاریکی نمیتوانستند فیل را با چشم ببینید.ناچار بودند با دست آن را لمس کنند. کسی که دستش به خرطوم فیل رسید.گفت: فیل مانند یک لوله بزرگ است.دیگری که گوش فیل را با
هر موفقيتی بهايی دارد - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 22:33
يک ضرب المثل اسپانیايی ميگه: برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل باید یک تخم مرغ شکست؛ يعنی برای بدست آوردن هر چيزی، بايد هزينهای پرداخت كرد! اين هزينه گاهی زمان شماست، گاهی پول شماست، گاهی گذشتن از خوشیهاست، گاهی گذشتن از خواب راحته! "هر موفقيتی بهايی دارد ..." نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶
میگذره - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 22:33
به پاهای خودت موقع راه رفتن نگاه کن.... داٸما یکی جلو هست و یکی عقب...نه جلویی بخاطر جلو بودن مغرور میشه...نه عقبی چون عقب هست شرمنده و ناراحت...چون میدونن شرایطشون داٸم عوض میشه...روز های زندگی ما هم دقیقا همین حالته... دنیا دو روزه...روزی باتو ، روزی علیه تو...روزی که با توهست،مغرور نشو...روزی که
خدایا منو میرسونی یا پیاده میکنی؟ - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 22:33
سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود.اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودماما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…! جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه!اما خبری از پول نبود…به راننده گفتم: اگر کسی رو سوار کردی و
مداد - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:51
عالمی مشغول نوشتن با مداد بود.کودکی پرسید: چه می نویسی؟عالم لبخندی زد و گفت: مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید.عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری.اول: می توانی کارهای بزرگی
گریه و زاری نکنیم، ارزشمند باشیم - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:51
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا آنکه استاد خود را بالای سرش دید که با تعجب و حیرت او را نظاره می کرد. استاد پرسید: «برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟» شاگرد گفت: «برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداری از لطف خداوند!»
نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:51
نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش آبراهام لينكن به معلم پسر خود نامه جالبي نوشته است كه قسمتي از آن چنين است: او بايد دريابد كه همه انسان ها عادل و همه آن ها راستگو نيستند. اما به پسرم ياد بدهيد كه در ازاء هر انسان حيله گر، انسان هاي صادق و درستكار نيز وجود دارند. به او بياموزيد كه در ازاء هر سياستمد
ضعیف ترین حلقه - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:51
ضعیف ترین حلقه قرن ها قبل ميان دو قوم نبردي سخت و سر نوشت ساز، در گرفت . اين جنگ سر نوشت مردم مدافع و سرزمينشان را معين مي ساخت. آن ها براي پيروزي بخت بالايي داشتند، زيرا سپاهي منظم و مجهز در اختيار داشتند. روز نبرد فرا رسيد. پادشاه شجاع سرزمين مدافع همراه سپاهش به قلب نيرو هاي دشمن تاخت و آن ها را
قضاوت صحیح - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:51
قضاوت صحیح شهری که مردمش اصلاً فیل ندیده بودند...از هند فیلی آوردند و به خانه تاریکی بردند و مردم را به تماشای آن دعوت کردند؛مردم در آن تاریکی نمیتوانستند فیل را با چشم ببینید.ناچار بودند با دست آن را لمس کنند. کسی که دستش به خرطوم فیل رسید.گفت: فیل مانند یک لوله بزرگ است.دیگری که گوش فیل را با دست
خوشبختی کجاست؟ - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
خوشبختی را کجا میتوان یافت؟ از خدا پرسید: «خوشبختی را کجا میتوان یافت؟»خدا گفت: «آن را در خواستههایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.»با خود فکر کرد و فکر کرد: «اگر خانهای بزرگ داشتم بیگمان خوشبخت بودم.»خداوند به او داد.«اگر پول فراوان داشتم یقیناً خوشبختترین مردم بودم.»خداوند به او داد.ا
به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر... - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر... به آرامی آغاز به مردن میکنی،اگر برده عادات خود شوی!اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،اگر روزمرگی را تغییر ندهی،اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی...تو به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر از شور و حرارت،از احساسات سرکش و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قل
تنبیه معلم - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
تنبیه معلم خانم معلم پس از یکی دو بار آموزش درس ، از شاگردانش پرسید : چه کسی متوجه نشده است ؟سه نفر از شاگردان دستشان را بالا بردند . معلم گفت : بیایید جلوی تخته و چوب تنبیه خود را از کیفش بیرون درآورد .همه دانش آموزان جا خوردند و متعجب و ترسان به خانم معلم نگاه می کردند . معلم به یکی از سه دانش آ
فرمول آرامش - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
فرمول آرامش ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺭﻧﺠﯿﺪﻡ ﯾﺎﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﺮﮔﺰﺩﺭ زندگی ام ﻧﺒﺎﺷﺪ .. ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪﻧﺒﻮﺩﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺫﻫﻨﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻏﻤﮕﯿﻦﻣﯿﺸﻮﻡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺫﻫﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢﮐﺎﺵ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﯿﮕﺬﺷﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﺣﺎﻻﺍﻭ ﻫﺴﺖ ﭘﺲ ﺑﺒﺨ
تغییر استراتژی قدیمی - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
تغییر استراتژی قدیمی مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر میبرد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانه ای رسیدند.. هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد..الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود. روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند و
فردا کجا خواهی بود؟ - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 3:27
فردا کجا خواهی بود؟ هر پادشاهی ابتدا یک نوزاد بوده...هر ساختمانی ابتدا فقط یک طرح روی کاغذ بوده...مهم نیست امروز کجایی...!؟مهم اینه که فردا کجا خواهی بود...!؟هر کس در زندگی خود یک کوه اورست دارد که سرانجام یک روز باید به آن صعود کند...!!!زمین خوردی!؟عیبی ندارد...برخیز...!!!نگذار زمین به جاذبه اش ببا

برچسب‌های محبوب

قدر بدانیم | يك با يك برابر نيست | مرغ یا خروس | گفتگو با خدا